آمریکا و مساله حقوق فلسطینی ها/والتر راسل چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط Administrator   
دی 1387

حق فلسطینی ها را بدهید تا اسرائیل روی آرامش به خود ببیند:

 

احیاء روند صلح خاورمیانه همواره بخش جدایی ناپذیر دولتهای آمریکا بوده است چرا که منازعه میان فلسطینی ها و اسرائیلی ها پیامدهای گسترده ای بر منافع آمریکا دارد و تأمین امنیت اسرائیل نیز همواره یکی از دغدغه های ایالات متحده بوده است. صلح خاورمیانه شری ضروری برای آمریکا محسوب می شود. شر از این جهت که برای این کشور بسیار هزینه بر و مشکل ساز و خطرناک بوده است. از طرفی دیگر سیاست های اشتباه جورج بوش در 8 سال گذشته موجب وخیم تر شدن شرایط شده است و تا حد زیادی به اعتبار ایالات متحده خدشه وارد کرده است.   

همان طور که می دانید تاکنون تلاش های فراوانی برای حل بحران میان اعراب و اسرائیلی ها صورت گرفته است اما همگی آنها با شکست روبرو شده است. حتی خود اعراب و اسرائیلی ها نیز پس از جنگ جهانی اول به مذاکرات مستقیم روی آوردند. چرچیل، کیسینجر، ریگان، بیل کلینتون نیز تلاشهای زیادی کردند اما هیچ توفیقی در این راه کسب نکردند.

این منازعه بر سر چیزی بیش از یک سرزمین است. هم فلسطینی ها و هم اسرائیلی ها براین باورند که هر گونه صلح و سازش  اشتباه و مردود است. برخی از یهودیان معتقدند که آنها باید صاحب این اراضی باشند تا بتوانند حکم الهی را در آنجا انجام دهند هر چند که بسیاری دیگر از اسرائیلی ها چنین نظری ندارند اما هیچ گاه مانع گروه اول نمی شوند. از طرفی دیگر درک اشتیاق فلسطینی ها برای بازگشت به سرزمین های  سال 1948  خود بسیار سخت است. مهم ترین خواسته
فلسطینی ها   بازگشت به سرزمین و خانه های خود است و دست کشیدن از این حق نزد آنها خیانت و گناهی نابخشودنی محسوب می شوند.

 

داستان این دو ملت

ذکر این نکته ضروریست که تاریخ و فرهنگ نیز همانند سدی محکم مانع دست یابی فلسطینی ها و اسرائیلی ها به صلح می شود. برقراری پیوند میان مذهب، قومیت و شهروندی برای اسرائیلی ها بسیار دشوار به نظر می رسد. یهودیها دارای پیشینه و قدمت طولانی هستند اما بر عکس آنها اسرائیلی ها ملتی جوان هستند. یهودی های بی شماری از جوامع و فرهنگهای مختلف به اسرائیل ها آمده اند و دارای انتظارات و عقاید سیاسی و مذهبی بسیار گوناگونی هستند. از طرف دیگر جامعه اسرائیل جامعه ای آسیب دیده از وقایع هولوکاست نیز می باشد. اما فلسطینی ها نیز همواره بین مذهبی  یا سکولار بودن در حال نوسان و تغییر و تحول بوده است. آنها هنوز خود نیز نمی دانند که آیا بخشی از امت اسلامی هستند یا جزئی از ملت عرب. به لحاظ تاریخی فلسطین منطقه ای است که پذیرای فرهنگهای مختلفی بوده است. از اواسط قرن 19 مسیحیان، دروزی ها و یهودیان یک پنجم جمعیت این سرزمین را تشکیل می داده اند. در قرن بیستم نیز تاریخ این کشور بسیار متلاطم و پرآشوب بوده است. جنبش ملی گرایی ضد بریتانیا نه تنها منجر به استقلال فلسطینی ها نشد بلکه موجب آوارگی نیمی از جمعیت آنها نیز گردید. برخی از آنها به اردوگاههای آوارگان رفتند و برخی دیگر نیز هنوز هم در داخل مرزهای دولت اسرائیل زندگی می کنند. برآوردها نشان می دهد که در حدود 276 فلسطینی به کرانه باختری، بین 160 هزار تا 190 هزار به غزه  ، در حدود صد هزار نفر به اردن و 175 هزار نفر نیز به لبنان و سوریه رفتند.

در نبود یک دولت مستقل فلسطینی حیات سیاسی فلسطینی ها دچار آشفتگی شدیدی شده است و هیچ نظام آموزشی وجود ندارد. از همه غم انگیزتر فاصله عمیق ایجاد شده میان گروه حماس در غزه و گروه فتح در کرانه باختری است.

فلسطینی ها نیز همانند یهودیان در قرن بیستم با خیانت جامعه بین الملل مواجه شدند. جامعه ملل در حالی دستور قیومیت فلسطین تحت نظارت بریتانیا را صادر کرد و موجب ایجاد ملت یهود شد که هیچ گونه مشورتی با خود فلسطینی ها انجام نداد. از آن زمان به بعد فلسطینی ها همواره مورد استثمار قرار گرفته اند در این میان رهبران عرب نیز سهم عمده ای داشته اند. قرن بیستم به فلسطینی ها آموخت که ادعاهای اخلاقی جامعه بین المللی طبلی تو خالی بیش نیست و آنها تنها باید به خود متکی باشند.

اما هم اکنون چه باید کرد؟

دولت باراک اوباما باید برای صلح خاورمیانه راهبردی جدید اتخاذ کند راهبردی که برای هر دو طرف منازعه و همین طور خود ایالات متحده سودمند، مفید و البته پایدار باشد. اما اوباما
گزینه های محدودی در اختیار دارد. افکار عمومی آمریکا کاملاً طرفدار اسرائیلی ها است و طرفداران و دوستان اسرائیل در ایالات متحده نیز همواره به بسیج نیروهای خود برای حمایت از این کشور پرداخته اند.

اوباما باید مفهوم مناسبات میان اسرائیلی ها و فلسطینی ها را تغییر دهد. در گذشته تصمیم گیران ایالات متحده بیشتر رویکردی اسرائیلی در مذاکرات صلح داشتند اما اوباما باید افکار عمومی، فلسطینی ها و سیاست های آنها را در کانون توجهات و فعالیتهای دولت خود قرار دهد. به اعتقاد من با این کار روابط با اسرائیلی ها نیز عمیق تر و گسترده تر خواهد شد. فلسطینی ها هنوز هم به رغم ضعف نظامی و سیاسی خود کلید حل بحران خاورمیانه هستند.

تنها حمایت قاطع حماس، فتح، و تمام فلسطینی ها و یهودیان موجب تأمین امنیت اسرائیل خواهد شد. هر چند پس از برقراری صلح نیز گروههای مسلح در صدد از بین بردن آن برخواهند آمد. ایالات متحده باید اذهان و افکار عمومی فلسطینی ها را به سمت طرفداری از صلح سوق بدهد چرا که هم اکنون رهبران فلسطینی از اعتبار و شهرت یاسر عرفات برخوردار نیستند.

هر چند انجام این فعالیتها کار زیادی می طلبد. راه حل ((دو دولت)) تنها مورد پذیرش
فلسطینی هائی است که در اراضی اشغالی به خصوص کرانه باختری ساکن هستند چراکه آنها از خانه های خود آواره نشده اند. اما برای فلسطینی هائی که در چادر زندگی می کنند به خصوص آنهایی که در غزه هستند سرزمین بدون منابع و امکانات اقتصادی در طرح ((دو دولت)) هیچ گاه دارای جاذبه نبوده است.

همان طور که می دانید تنها عده محدودی از فلسطینی ها از طرح ((دو دولت)) در مذاکرات صلح اسلو حمایت کردند. از طرفی دیگر منافع فلسطینی ها و اسرائیلی ها به هم تنیده شده است. هر توافق نامه ای که دغدغه و نگرانی های فلسطینی ها مورد توجه قرار ندهد از نظر افکار عمومی
فلسطینی ها فاقد مشروعیت خواهد بود. همین آمیختگی منافع فلسطینی ها و اسرائیلی ها فرصتی استثنایی در اختیار اوباما قرار داده است تا بتواند با همکاری برخی از شخصیت های مهم فلسطینی صلحی پایدار در منطقه ایجاد کند. در نظر گرفتن نگرانی های فلسطینی ها در طرح صلح به هیچ عنوان به معنای طرفداری از فلسطینی ها و جبهه گیری علیه اسرائیلی ها نیست. تنها موافقت نامه ای می تواند موجب تضمین امنیت اسرائیل بشود که در آن مشکلات و نگرانی های آوارگان فلسطینی مورد احترام و توجه قرار گیرد  چرا که رضایت و حمایت این آوارگان که در اصل ملیت گرایی فلسطینی ها در آنها نهفته است موجب مشروعیت توافق نامه ها می شود. ایالات متحده با استفاده از امکانات و فرصت های جدید می تواند گزینه های بیشتری را برای ایجاد صلح در اختیار داشته باشد.

اوباما علاوه بر صحه گذاشتن حمایت ایالات متحده از وجود یک دولت مستقل فلسطینی در مرزهای پیش از 1967 باید پارافراتر از آن بگذارد و بر شک و تردیدهایی که در اثر حمایتهای دروغین بوش در مورد وجود یک دولت فلسطینی به وجود آمده غلبه کند. اوباما باید اعلام کند که ایالات متحده نه تنها به وجود یک دولت مستقل فلسطینی متعهد است بلکه باید به ظلم هایی که بر فلسطینی ها وارد شده نیز اذعان کند و در صدد جبران آنها بر آید. اوباما برای اینکه بتواند پیشنهاداتی کارآمد برای حل این مسئله ارائه کند ناچار است که با گروهها و احزاب مختلف فلسطینی و همچنین متحدین خود در اروپا (همانند انگلیس و آلمان که دارای منافع تاریخی در منطقه هستند) مشورت کند.

نهایت امر اینکه خواسته اصلی فلسطینی ها از صلح تأیید ظلم ها و بی عدالتی هائی است که طی این سالها بر آنها وارد شده است. بسیاری از فلسطینی هایی که در سال 1948 از ترس جان خود از سرزمین هایشان گریختند هیچ گاه اجازه بازگشت به خانه را پیدا نکردند و اموالشان نیز توسط اسرائیلی ها غصب شد. عدم توانایی سازمان ملل در تأمین امنیت یهودیها و اعراب فلسطینی عامل اصلی به وجود آمدن آلام و دردهائی است که آنها در اواخر دهه 1940 متحمل شدند. از سوی دیگر دولت اسرائیل نیز باید مسؤلیت خود را در آن حوادث تلخ (روز نکبت 1948) بپذیرد. اما در نهایت این جامعه بین الملل است که باید مسؤلیت نهایی در این مورد را بر عهده بگیرد و صادقانه در صدد جبران صدمات و لطمات آوارگان فلسطینی برآید.

 

ادای حق فلسطینی ها

دولت اوباما  باید با تأسیس مجمعی بین المللی به بررسی تمام مطالبات و ادعاهای فلسطینی ها  بپردازد. با تشکیل این مجمع که هزینه های آن از طرف جامعه جهانی تأمین می شود می توان با پرداخت مرتب و قاعده مند به جبران هزینه هایی پرداخت که فلسطینی ها در طی این سالها متحمل شده اند. اما این غرامت و هزینه بسیار سنگین می باشد. بر طبق نظر گروه آیکس (AIX ) که متشکل از اقتصاددانان و سیاست گذاران فلسطینی، اسرائیلی و سایر نهادهای بین المللی است غرامتی که باید به آوارگان فلسطینی پرداخت شود  در حدود 55 تا 85 میلیارد دلار است. ایالات متحده باید عملاً نشان دهد که سیاست و رویه خود را تغییر داده و در صدد حل منازعه میان فلسطینی ها و اسرائیلی هاست. آمریکا در این راه باید بیشترین کمک ها را ارائه کند و نقش ممتاز و برجسته ای ایفاء کند هر چند که باید مسؤلیت بین تمامی متحدین آمریکا تقسیم شود.

هر چند که تأیید و پرداخت غرامت به فلسطینی ها فرآیندی پیچیده و زمان بر است اما این پرداخت ها باید به عنوان بخشی از تلاش های چند جانبه برای تحقق صلح در خاورمیانه باشد.

 

حق بازگشت

مسئله حق بازگشت فلسطینی ها یکی از همان موضوعات  مهم و اساسی است که باید در مذاکرات دو جانبه میان فلسطینی ها و اسرائیلی ها مورد حل و فصل قرار گیرد. موضوع بازگشت آوارگان فلسطینی همانند موضوع مکانهای مقدس در اورشلیم از جنجالی ترین موضوعات مورد مناقشه است. به لحاظ منطقی پذیرش راه حل دو دولت از سوی فلسطینی ها مانع حق بازگشت فلسطینی ها به سرزمین های خود خواهد شد و اگر چنانچه 5 میلیون آواره فلسطین به مرزهای پیش از 1967 برگردند اکثریت جمعیت اسرائیل اعراب خواهند بود. اما در این میان وظیفه  ایالات متحده و جامعه جهانی، مطئمن ساختن آوارگان فلسطینی نسبت به دست یابی به حقوق حقه خود می باشد. آنها باید به آوارگانی که از حق خود برای بازگشت به فلسطین چشم پوشی می کنند یا اینکه در چارچوب موافقت نامه احتمالی میان فلسطین – اسرائیل قادر به بازگشت به سرزمینهای خود نیستند این تضمین و اطمینان را بدهند که حق آنها  را برای بازگشت   به رسمیت می شناسد و به طور منصفانه درصد جبران حق تضییع شده آنها هستند.

علاوه براین ایالات متحده و هم پیمانان آن باید این تضمین را بدهند که در پایان این فرآیند هیچ فرد فلسطینی بدون سرزمین نیست و تمامی فلسطینی ها از حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کامل برخوردار می شوند.  از سوی دیگر باید به فلسطینیان حق مهاجرت در خاورمیانه نیز داده شود. این حق نباید فقط محدود به کشورهای عرب شود حتی سایر کشورها همانند خود ایالات متحده، کانادا، استرالیا و کشورهای اروپایی نیز باید به فلسطینی ها ویزای مهاجرت اعطا کنند. از سوی دیگر باید به کشورهای در حال توسعه که پذیرای فلسطینیان  هستند نیز از طرف جامعه جهانی کمکهای مالی نیز پرداخت شود.

معماری صلح

دولت اوباما باید عدم توازن و نابرابری موجود در فرآیند صلح را نیز مورد توجه قرار دهد.مذاکرات در جهت حمایت از اسرائیل است چرا که اسرائیل از ابتدای روند مذاکرات صلح به رسمیت شناخته
می شود و فلسطینی ها نیز خواسته ی   اصلی آنها را می پذیرند و تنها از حق   شرکت در مذاکرات برخوردار می شوند. فلسطینی ها مجبورند که از تمامی کارت های با ارزش خود در سر میز مذاکره استفاده کنند،   این در حالی است که اسرائیلی ها تمام کارت های خوب خود را نگه خواهند داشت. اما در پایان مذاکرات این عدم توازن تغییر خواهد کرد و این اسرائیل است که باید امتیازات مهمی به طرف مقابل بدهد. عقب نشینی ،بر چیدن شهرک ها و مواضع نظامی و به رسمیت شناختن دولت فلسطین از جمله این امتیازات می تواند باشد. اینجا دیگر اسرائیل است که باید کارت های خود را رو کند و به فلسطینی ها در مورد تضمین امنیت شان اعتماد کند. ذکر این نکته ضروریست که فلسطینی ها نیز گزینه های ناخوشایندی پیش روی خود دارند چرا که مذاکره بر سر حق بازگشت آوارگان و توافق در مورد مرزها بسیاری از آوارگان را نا امید خواهد کرد هر چند که فلسطینی ها در این مورد از امتیازات زیادی از جمله حق کنترل سرزمین خود برخوردار خواهند بود.

این عدم توازن اولیه تأثیری جدی و البته منفی در مذاکرات صلح خاورمیانه در دوران بیل کلینتون داشت ،چرا که عرفات در مذاکرات صلح اسرائیل را به رسمیت شناخت و برای اینکه بتواند حمایت فلسطینی ها را از این تصمیم خود به دست بیاورد نیازمند واکنش و جواب مثبت از سوی اسرائیل بود. هر چند که آنها هیچ تمایلی به انجام توافقات از خودشان ندادند که این امر در نهایت منجر به از بین رفتن فرآیند صلح شد و باعث پیروزی سیاسی تندروهای فلسطین و اسرائیل شد.

اما اوباما برای پرهیز از این گونه خطرات باید تمهیدات خاصی بیندیشد و از ابتدا    

باید به فلسطینی ها در مورد طول مدت مذاکرات و همچنین سودمندی مذاکرات تضمین های محکمی بدهد و اسرائیل را نیز از تأمین امنیت خود مطمئن سازد. یکی از اقداماتی که اوباما می تواند انجام دهد ارائه بسته ای است که موجب تشویق همه گروههای فلسطین (حتی آنهایی که اسرائیل را به رسمیت نمی شناسند) به حضور در پای میز مذاکرات شود. ایجاد توافقی که در آن تمامی گروههای مخالف فلسطین حضور داشته باشند موجب برطرف شدن نگرانی های امنیتی اسرائیل نیز خواهد شد. گام بعدی برای کاستن نگرانی اسرائیلی ها پرداخت به موقع کمک ها به فلسطینی ها در صورت اجرای کامل شرایط توافق نامه می باشد چرا که از این طریق فلسطینی ها برای تداوم دریافت کمک ها ملزم به اجرای تعهدات امنیتی خود خواهند شد.

اوباما در این مورد نیز باید حمایت عمومی گسترده ای را برای ایجاد صلح بدست آورد و باید از کمک متحدین خود خصوصاً کشورهای اروپایی نیز استفاده کند.

حتی زمانیکه که کوپرنیک اعلام می کرد که خورشید مرکز منظومه شمسی قراردارد هیچ گاه ازیاد نبرد که خودش در زمین زندگی می کند. منظور من از گفتن این جمله این است که توجه واشنگتن به نگرانی های فلسطینی ها به هیچ عنوان به معنای رویگردانی از اسرائیل نیست چرا که این تغییر رویکرد در فرآیند صلح در نهایت موجب تأمین منافع اسرائیل نیز خواهد شد. تصمیم جامعه جهانی برای پذیرش مسؤلیت مالی و اخلاقی در مورد شرایط فلسطینی ها به اسرائیل این فرصت را می دهد تا یک بار برای همیشه موضوع ادعاهای فلسطینی ها را خاتمه دهد.

دولت اوباما باید با اسرائیلی ها به طور جدی و صادقانه به گفت و گو بپردازد و از آنها بپرسد که ایالات متحده و متحدانش باید چه اقداماتی انجام دهند تا اسرائیل نیز راضی به پذیرش روند صلح شود.

حل منصفانه معضل فلسطین و پایان اشغال آن فصل جدیدی را در مناسبات اسرائیل در اروپا نیز باز خواهد کرد. ایالات متحده با همکاری اروپائی ها به ارائه مشوق هایی جدیدی بپردازد تا از این طریق به اسرائیلی ها بقبولاند که فواید این صلح برای آنها بیشتر از هزینه های آن است. سازمان ناتو نیز باید درهای خود را به روی دولت اسرائیل بگشاید. کشور های اروپای همچنین باید حمایت بیشتری از اسرائیل در قبال سیاستهای ایران به عمل بیاورند. هر توافق نامه ای باید منجر به رسمیت شناخته شدن اسرائیل از جانب اتحادیه عرب و عادی شدن روابط آنها با اسرائیل شود. هر دو طرف اسرائیلی و فلسطین باید از حق ورود به بازارهای اروپایی برخوردار شوند.

هیچ نیازی نیست که اوباما در این ماجرا جانب یکی از طرفین درگیر در این منازغه را بگیرد بلکه تنها باید از تمام توان خود برای حل این بحران استفاده کند. این یکی از سخت ترین چالش های پیش روی اوباماست حداقل کاری که اوباما می تواند انجام دهد تغییر شرایط مذاکرات در خاورمیانه است هر چند که این امر به خودی خود هیچ دستاوردی در پی نخواهد داشت.     

 

والتر راسل عضو ارشد شورای روابط خارجی است.

منبع:foreign affairs   

مترجم:علیرضا ثمودی         

 
آمریکا و مساله حقوق فلسطینی ها/والتر راسل
چالش های پیش روی اوباما در خاورمیانه/ریچارد هاس
بررسی فساد در کاخ سفید
رسوایی جدید :ارتباط فرماندار ایلینویز با رئیس کارکنان اوباما/ای بی سی نیوز
موافقت دولت بوش با موضوع شکنجه زندانیان/سی ان ان
آیا اوباما میتواند منجی نظام سرمایه داری شود؟/فرید زکریا
دستگیری 170نفر در ماجرای سوء استفاده جنسی/سی ان ان
انفجار بمب در اورگان/سی ان ان
وضعیت مسلمانان دیترویت آمریکا/اکونومیست
دستگیری فرماندار ایلینویز/نیوزویک
اشغال کارخانه بوسیله کارگران در شیکاگو/نیویورک تایمز
وضعیت اسفناک کارگران اخراجی در آمریکا/سی ان ان
اتخاذ رویکردی جامع نیاز عصر جدید/فرید زکریا
آیا اوباما میتواند تحولی واقعی ایجاد کند؟/لورنس لسیگ
نگاهی تاریخی به اتاق های فکر و سیاست خارجی امریکا / علیرضا ثمودی
آمریکا، طالبان و بازی دوگانه پاکستان / ابوذر پورادیب*
بررسی مصاحبه دکتر احمدی نژاد در سی ان ان/جواد راد
میهن پرستی آمریکایی / سیدمحمد هاشمی
سناريوي حمله به ايران / جواد راد
تاريخچه حضور آمريکا در لبنان/ مهدي بخشي