تاريخچه حضور آمريکا در لبنان/ مهدي بخشي چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط Administrator   
مرداد 1387

lebanon.jpg در اواسط 1958، جمهوري متحده عربي که از اتحاد 3 کشور  مصر، سوريه و يمن تشکيل شده بود با دخالت در امور لبنان سعي در به راه انداختن جنگ داخلي و نهايتا سرنگوني دولت «کاميل شمعون» داشت. اين در حالي صورت مي گرفت که جمهوري اتحاد شوروي نيز در جهت جلوگيري از نفوذ آمريکا در منطقه و از طرفي گسترش دامنه دخالتهاي خود در دوران جنگ سرد از اقدامات جمهوري متحده عربي حمايت مي کرد.

 

در اولين روزهاي بروز جنگ داخلي، دولت لبنان در تاريخ 22 مي 1958 به شوراي امنيت سازمان ملل شکايت کرده و خواستار برخورد بين المللي با اقدامات جمهوري متحده عربي شد.

عدم ارائه پاسخ صريح و جدي از سوي شوراي امنيت، وقوع کودتاي ملي به رهبري ژنرال «عبد الکريم قاسم» در عراق و از طرفي سعي وي در الحاق عراق به جمهوري متحده عربي، لبنان را واداشت که در 14 ژوئن همان سال از ايالات متحده آمريکا در خواست کمک کند.

آيزنهاور، رئيس جمهور وقت آمريکا که همواره از گسترش نفوذ شوروي در خاورميانه هراس داشت بلافاصله دستور اعزام 14 هزار سرباز به لبنان را صادر کرد تا آنچه را که به عنوان تهديد و نيز به عنوان يک کودتاي «الهام گرفته از کمونيسم» قلمداد شده بود سرکوب نمايد.

حضور اين نيروي بزرگ در لبنان به عملکرد جمال عبد الناصر در مصر و عبد الکريم قاسم در عراق تاثير گذارده و در نتيجه در طول چند ماه، عراق از تلاش براي عضويت در جمهوري متحده عربي دست برداشت. جمال عبد الناصر نيز پس از سفر به مسکو در هنگام بحران لبنان و آگاهي از اين حقيقت که حمايت شوروي از اعراب تنها جنبه زباني دارد ناگزير شد در مساله لبنان کوتاه بيايد. در نتيجه با پايان گرفتن بحران، نيروهاي آمريکايي در مدت چند ماه لبنان را ترک کردند.

در ژوئن 1982 اسرائيل که چراغ سبزي را از «الکساندر هيگ»، وزير امورخارجه آمريکا دريافت کرده بود به نيروهاي سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) در لبنان حمله کرد. پس از چند روز بر اثر بروز اختلافاتي در کادر تصميم گيري سياست خارجي آمريکا، الکساندر هيگ از کار برکنار شد.

جرج شولتز که جايگزين وي شده بود بلافاصله رئيس جمهور ريگان را تشويق کرد که يک شروع تازه در مذاکرات صلح خاورميانه را اعلام کند. در اول سپتامبر 1982 ريگان راه حل «صلح در برابر زمين» را پيشنهاد کرد.

بر اساس راه حل مزبور، اسرائيل بايد کرانه غربي اردن را به «يک وطن فلسطينيان در کنفدراسيوني با اردن» واگذارد و همسايگان عربش نيز روابط عادي با اسرائيل برقرار کرده و امنيت آن را تضمين نمايند. اما هيچکدام از دولتهاي اسرائيل و عرب اين طرح را نپذيرفتند.

در پي ترور بشير جميل، رهبر حزب فالانژ مسيحي که به تازگي رئيس جمهور لبنان شده بود اوضاع به کلي دگرگون شد. يک روز پس از وقوع اين حادثه، ارتش اسرائيل در 15 سپتامبر بخش غربي مسلمان نشين بيروت را اشغال کرد. دو روز بعد، شبه نظاميان مسيحي حزب فالانژ در محدوده تحت کنترل نيروهاي اسرائيلي وارد دو اردوگاه پناهندگان فلسطيني شدند و به کشتاري خونين که به «قتل و عام صبرا و شتيلا» معروف شد دست زدند. آنان در اين حادثه حدود هشتصد مرد و زن و کودک فلسطيني را کشتند.

بلافاصله پس از آن، نيروهاي چند مليتي مرکب از تنفگداران دريايي آمريکا، فرانسه و ايتاليا به منظور ميانجي گري در جنگ اسرائيل و نيروهاي ساف وارد بيروت شدند. اين براي نخستين بار پس از مداخله نظامي امريکا در لبنان در سال 1958 بود که ايالات متحده نيروهايي را به اين کشور مي فرستاد.

در ابتدا، اکثر گروه هاي لبناني از اين نيروي چند مليتي، به عنوان يک نيروي پاسدار صلح، استقبال کردند. اما طولي نکشيد که با مخالفت مسلمانان شيعي و سوري ها که آنها نيز نيروهايي در لبنان داشتند روبرو شدند. در 18 آوريل 1983 بمبي در نزديکي سفارت آمريکا در بيروت منفجر شد و باعث کشته شدن 17 آمريکايي شد.

در پاييز همان سال تفنگداران دريايي امريکا مواضع تندروها را گلوله باران نمودند. در ساعات اوليه روز يکشنبه 23 اکتبر 1983 انفجاري در نزديکي پادگان تفنگداران دريايي آمريکا در بيروت صورت گرفت. در اثر اين انفجار  241 تن از تفنگداران و پرسنل نيروي دريايي آمريکا کشته شدند. همراه با ويران شدن پادگان مزبور، سياست آمريکا در لبنان نيز ويران شد. اما ريگان در گزارش سالانه خود به کنگره، در تاريخ 25 ژانويه 1958 پافشاري کرد که نيروهاي اعزامي آمريکا به لبنان، بايد در بيروت بمانند.

با سپري شدن دو هفته، حکومت شکننده لبنان سقوط کرد. دموکرات هاي بي قرار نيز قطعنامه اي را تهيه کردند که خواستار خروج تفنگداران دريايي امريکا از بيروت بود. طبق دستور ريگان، تفنگداران دريايي را به کشتي هايي که در نزديکي ساحل قرار داشتند منتقل کردند. اما ريگان باز هم اظهار داشت که خارج کردن تفنگداران دريايي امريکا از بيروت در اثر فشار دولت لبنان صورت نگرفته بود.

پس از اين اتفاقات يک نظر سنجي عمومي در آوريل 1985 نشان داد که مردم آمريکا، دخالت دولت ريگان در لبنان در فاصله سالهاي 1982 تا 1984 را بزرگترين شکست تاريخ سياست خارجي آمريکا قلمداد مي کنند.

پس از خروج نيروهاي ايالات متحده در 1985 لبنان ديگر شاهد حضور نيروهاي آمريکا در اين کشور حتي در قالب نيروهاي پاسدار صلح نبوده است.

 

پی نوشت :

* خطا و خيانت در لبنان، جرج بال، ترجمه حسين ابوترابيان، تهران، 1366، انتشارات اطلاعات

* ديپلماسي آمريکا در قرن بيستم، رابرت د. شولزينگر، ترجمه محمد رفيعي مهرآبادي، تهران، 1385، انتشارات وزارت امور خارجه

* فرهنگ تاريخي سياسي ايران و خاورميانه، غلامرضا علي بابايي، تهران، 1374، انتشارات رسا

 
آمریکا و مساله حقوق فلسطینی ها/والتر راسل
چالش های پیش روی اوباما در خاورمیانه/ریچارد هاس
بررسی فساد در کاخ سفید
رسوایی جدید :ارتباط فرماندار ایلینویز با رئیس کارکنان اوباما/ای بی سی نیوز
موافقت دولت بوش با موضوع شکنجه زندانیان/سی ان ان
آیا اوباما میتواند منجی نظام سرمایه داری شود؟/فرید زکریا
دستگیری 170نفر در ماجرای سوء استفاده جنسی/سی ان ان
انفجار بمب در اورگان/سی ان ان
وضعیت مسلمانان دیترویت آمریکا/اکونومیست
دستگیری فرماندار ایلینویز/نیوزویک
اشغال کارخانه بوسیله کارگران در شیکاگو/نیویورک تایمز
وضعیت اسفناک کارگران اخراجی در آمریکا/سی ان ان
اتخاذ رویکردی جامع نیاز عصر جدید/فرید زکریا
آیا اوباما میتواند تحولی واقعی ایجاد کند؟/لورنس لسیگ
نگاهی تاریخی به اتاق های فکر و سیاست خارجی امریکا / علیرضا ثمودی
آمریکا، طالبان و بازی دوگانه پاکستان / ابوذر پورادیب*
بررسی مصاحبه دکتر احمدی نژاد در سی ان ان/جواد راد
میهن پرستی آمریکایی / سیدمحمد هاشمی
سناريوي حمله به ايران / جواد راد
تاريخچه حضور آمريکا در لبنان/ مهدي بخشي